در این مطلب قصد داریم که به معنی و مفهوم انواع مزاج های چهار گانه سودا، بلغم، دم و صفرا بپردازیم. جهان هستی از چهار رکن آب، آتش، باد و خاک تشکیل یافته است که هر رکن کیفیت مختص خود را دارا است که عبارت از رطوبت، حرارت، برودت و یبوست هستند. که نوع، مقدار و کیفیت امزاج و ترکیب این چهار رکن و چهار کیفیت، نه (9) مزاج را ایجاد می‌کند. چهار مزاج منفرد شامل گرمی، سردی، خشکی و تری و چهار مزاج مرکب شامل گرم و تر، گرم و خشک، سرد و تر، سرد خشک می شود و نهمین مزاج هم همان معتدل است.

مردم به علت اختلاف ساختمان بدنی و روانی دارای طبایع و انواع مزاج مختلف می‌باشند که فطرت این طبایع و مزاج‌ها دارای اعتدال هستند. هرگونه عدم تعادل بین این طبایع و مزاج‌ها باعث ایجاد بیماری می‌شود. انواع خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها، محیط زندگی، اخلاق و رفتار، تمایلات، افکار و اندیشه، همگی در حفظ این تعادل و یا در به هم خوردن این تعادل نقش مهمی را ایفا می‌نمایند. عدم تعادلی که بیشتر از عواملی چون اخلاق و رفتار، تمایلات، افکار و اندیشه ایجاد شود عمدتاً بیماری‌های روانی را ایجاد می‌کند.

انواع مزاج های چهارگانه

مواد غذایی خورده شده توسط انسان در اثر مواد مترشحه از دهان، معده، روده‌ها، کبد و لوزالمعده دچار تغییرات و استحالاتی شده و ماده‌ای را تشکیل می‌دهد که به آن کشکآب می‌گویند. کشکاب از راه روده‌ها جذب و به وسیله عروق به کبد می‌رود.

کبد در اثر اعمال طبیعی خود آن را حل و فصل نموده و به چهار شکل متفاوت در می‌آورد؛ که هر کدام را خلط و مجموع آن‌ها را اخلاط می‌گویند که هر یک از این اخلاط به نوبه خود وظایفی در بدن دارند؛ خلط در لغت به معنی آمیزه، یعنی چیزی است که با چیز دیگر آمیخته باشد در علم طب منظور از اخلاط، خلط‌های چهارگانه یعنی صفرا، سودا، بلغم و خون است که اگر به اندازه طبیعی و متناسب با یکدیگر باشند لازم و مفید و الا مضرند.

انواع مزاج های چهار گانه سودا و صفرا و بلفم و دم

مزاج سودا

خلط اول که مانند گل کدر، تار و سنگین است سودا نامیده می‌شود. سودا طبعی سرد و خشک دارد. افزایش سودا در بدن لاغری، تیرگی رنگ پوست (متمایل به سیاهی)، غلظت خون، سوزش معده، اشتهای کاذب و فزونی فکر و خیال را به همراه دارد و رویاهای شخص در خواب توأم با وحشت و تاریکی است.

مزاج بلغم

خلط دوم بلغم نام دارد که یکی از انواع مزاج در طب سنتی به شمار می رود. ماده لزج سفید رنگی است که نسبتاً سبک‌تر بوده و روی سودا قرار می‌گیرد. افزایش بلغم موجب سپیدی، نرمی و سستی پوست، ضعف گوارش، آروغ ترش، خواب بسیار، کندی حواس، ریزش لعاب دهان و آب بینی رقیق و غیر سوزان می‌شود. شخص در خواب و رویا باران برف و آب می‌بیند. در گذشته طبیعت چنین فردی را سرد و تر می‌دانستند.

مزاج دم

دم یکی دیگر از انواع مزاج است. خلط سوم ماده قرمز رنگی است که خون نامیده می‌شود. خون بدون هیچ تغییری و بلا واسطه صرف تغذیه بدن می‌شود. چنانچه اندازه این خلط در بدن بیش از حد طبیعی باشد، رنگ بدن به سرخی گراییده و شخص احساس می‌کند زبانش سنگین‌تر شده است، سستی و کاهلی اعضا، دهان دره و خمیازه، کندی حواس، بروز برخی جوش‌ها در بدن، گاهی خونریزی لثه‌ها و بینی از عوارض افزایش خلط خون در بدن است. در این حالت رویاهای شخص سرخ و خونین است و طبیعت بیمار گرم و تر است.

مزاج صفرا

خلط چهارم ماده زرد رنگی است که از دیگر خلط‌ها سبک‌تر بوده و صفرا نام دارد. صفرا یکی دیگر از انواع مزاج است. اگر صفرا در بدن از حد خود تجاوز کند رنگ بدن و چشم‌ها به زردی گراییده، بینی خشک و زبان زبر و خشک می‌شود. تشنگی، تهوع، قي، سوزش معده و بی‌میلی به غذا از سایر عوارض افزایش خلط صفرا در بدن است. خواب شخص نیز با مناظری از گرما و آتش توأم است. در چنین حالتی طبیعت بیمار خشک و گرم است.

جمع بندی انواع مزاج

صفرا را زرداب، خون را دم، بلغم را خون سفید و سودا را زرداب سوخته نیز می‌گویند. صفرا طبعی گرم و خشک چون آتش دارد و خون طبعی گرم و تر چون هوا و بلغم طبعی سرد و تر چون آب دارد و سودا طبعی سرد و خشک چون خاک.